تبلیغات
سیروان - تاریخچه چوگان
سیروان

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

تاریخچه چوگان

چوگان که ورزشی مفرح و سودمند است یکی دیگر از فنون سوارکاری می‌باشد. مبتکر چوگان‌بازی، ایرانیان هستند، اما اطلاعی از تاریخ دقیق شروع آن وجود ندارد. 

  چوگان 

در تاریخ ایران نخستین باری که از بازی چوگان سخن رفته, همپیوند است با افسانه های پیرامون بنیانگذار فرمانروایی ساسانی در «کارنامه ی اردشیر بابکان». اردشیر نوجوان زمانی به دربار اردوان –واپسین شاه اشکانی- رفت, شاه فرمان داد «هر روز با فرزندان او و بزرگان به نخچیرگاه و چوگان بازی برود و اردشیر نیز چنین می کرد. به یاری یزدان در چوپیکان(چوگان) بازی و سواری و شَترَنگ(شطرنج) و نیواَرتَخشیر(نَرد) و دیگر فرهنگ ها بر همه ی ایشان چیره بود». (کارنامک اردشیر بابکان, کسروی, ص 9)


از همین سند و دَستکی که برجای مانده، بی گمان می توان پی برد که این بازی ها پیشتر از زمان ساسانی در ایران وجود داشته اند. هر چند همانگونه که در جستار پیرامون بازی شترنگ{+} آورده ام، نشانه هایی وجود دارد که بازی شَترَنگ در زمان ساسانی از هند به ایران آورده شده است. ولی با بهره گیری از همین بازگویی درخواهیم یافت که -همانگونه که در جستار پیشینه ی بازی شترنگ آوردم- بازی شَترَنگ، یک بازی ایرانی بوده که نخست به هند راه یافته و سپس در زمان ساسانی به ریختی فراگیر از هند به ایران بازمی گردد. به هر روی باید گوشزد کرد که هرمز, نوه ی اردشیر پاپکان در همان اثر، چوگان بازی چالاک و زبردست شناسانده می شود. (همان, ص 70-71)


پیشینه ی این بازی را در ایران می توان با بهره گیری از چندین سند و دَستَک به زمان هخامنشیان یا حتی پیش از آن نیز کشانید. گواه نخست فردوسی و شاهنامه ی اوست که شاهان و کهرمانان افسانه ای چون لهراسب و سیاوش و... را آشنا به بازی چوگان برمی شمارد.


نظامی در شرف نامه، داستانی را به نظم کشیده است که درآن زمانی که اسکندر آهنگ یورش به ایران را می کند, داریوش سوم گوی و چوگانی برای او می فرستد و به خوارداشت او می پردازد. در تاریخ بلعمی نیز به گونه ای به این پُرسمان پرداخته شده است و پیغام داریوش سوم به اسکندر چنین آمده: «تو کودکی, اینک چوگان و گوی فرستادم, بازی کن و ز ملک دست بازدار...» (تاریخ بلعمی, ص 695)


گویا گزنفون نیز به گونه ای به این بازی، در زمان هخامنشیان اشاره دارد. (تمدن هخامنشی, ص 306) شماری نیز به شَوَند سردرگمی و دل استوار نبودن، آن را یک بازی ایرانی/هندی خوانده اند. (تحقیقاتی درباره ی ساسانیان, ص81)

چوگان که ورزشی مفرح و سودمند است یکی دیگر از فنون سوارکاری می‌باشد. مبتکر چوگان‌بازی، ایرانیان هستند، اما اطلاعی از تاریخ دقیق شروع آن وجود ندارد.
در شاهنامه فردوسی در چندین جا وصف چوگان به طور مفصل آمده است، که از جمله، بازی بین ایرانیان به فرماندهی ایرانیان به فرماندهی سیاوش و تورانیان به فرماندهی افراسیاب می‌باشد.
گزنفون بازی گوی و چوگان را اینطور شرح می‌دهد:
«در دو انتهای میدان وسیعی، دو دروازه از میله‌ های سنگی درست می‌ کرده و دو دسته ۱۵ تا ۲۰ نفری مشغول بازی می‌شدند و هر دسته که گوی را با چوگان از دروازه دسته دیگر خارج می‌ساخت برنده به شمار می‌آمد. این بازی از لحاظ نشانه‌گیری و نشانه‌زنی و فائق آمدن بر حریف و پایداری و تلاش و دفاع از حدود دروازه خود از لحاظ چابک‌سواری و خم و راست شدن در حین تاخت و هنگام بازی دارای نتایج روحی، تربیتی و فواید جسمی و ورزشی فراوان بوده است.»
نقل می‌کنند که داریوش سوم، گوی و چوگان را برای اسکندر مقدونی فرستاد، با این مقصود که او باید به جای مداخله در سیاست، به بازی گوی و چوگان بپردازد. اسکندر منظور شاه هخامنشی را فهمید و پاسخ داد که برای من زمین، گوی به شمار می‌رود و خودم چوگان هستم...
اردوان پادشاه اشکانی، اردشیر بابک ساسانی را هنگامی که جوان بود، به دربار خود دعوت کرد. آنها یک روز به شکار، و روز بعد به میدان چوگان رفتند.
بانوان درباری و دختران شاهان ساسانی و بزرگان نیز به چوگان می‌پرداختند. به طوری که خسرو پرویز و زن محبوبش، شیرین، در ساعات تفریح و فراغت چوگان بازی می‌کردند. می‌گویند جوانی مدعی شد که فرزند اردشیر بابکان است. اردشیر بهترین دلیل اثبات این ادعا را در آن دید که جوان را در بازی چوگان آزمایش کند. بازی چوگان ترتیب داده شد و جوان چنان مهارتی به خرج داد که اردشیر خواهی نخواهی او را به فرزندی پذیرفت. او بعدها ولیعهد اردشیر شد و پس از اردشیر به پادشاهی رسید. او به نام شاهپور بزرگ در تاریخ معروف است.
عمر خیام شاعر عهد سلجوقی نیز به بازی چوگان اشاره می‌کند.
هارون‌الرشید که در قرن هشتم میلادی می‌زیسته است به چوگان علاقه زیادی داشت و به این ورزش می‌پرداخت اما به خاطر قد کوتاهش کمتر موفق می‌شد خود را به گوی برساند.
می‌گویند عبدالملک سامانی موقع بازی چوگان از اسب افتاد و جان باخت.
شاه عباس صفوی نیز به چوگان علاقه خاصی داشت و مردم را به این بازی تشویق می‌کرد. در زمان او اهالی مازندران و گرگان در چوگان مهارت خاصی داشتند. و در میدان نقش جهان اصفهان همیشه بازی چوگان ترتیب داده می‌شد.
به فرمان شاه عباس در شهر، میدانها و محلهای مناسبی برای چوگان و دیگر ورزشها احداث شد.
▪ «شاردن» جهانگرد معروف نوشته است:
«عالی‌قاپو یا عالی‌قاپی، نمونه خاص معماری عصر صفوی است و از همین عمارت بود که شاه صفوی مسابقه‌های چوگان بازی، اسب‌سواری و جنگ حیوانات وحشی را در حضور هزاران رعیت خود تماشا می‌کرد.»
▪ قاورینه راجع به عالی‌قاپو این‌گونه می‌نویسد:
«رسم بر این بود که تمام حضار، عالی‌قاپو (عالی‌قاپی) را سلام و تعظیم کنند و آن به خاطر سنگ مرمر سفیدی است که به شکل پشت الاغ، به جای پله مورد استفاده است. می‌گویند در قدیم از عربستان موطن حضرت علی(ع) آورده‌اند. هر وقت که شهریار جدیدی تاجگذاری می‌کند باید از بالای این سنگ گام بردارد و اگر بر سبیل سهل‌انگاری پای او به سنگ اصابت کند، چهار نگهبان که در آنجا آماده‌اند، پادشاه را بر می‌گردانند که آن کار را تکرار کند.»
▪ ته ونوت در مورد عالی‌قاپو می‌نویسد:
«پادشاه در نوروز، سفرا را حضور می‌دهد و از آنجا بازی چوگان و مسابقه اسب‌سواری و جنگ حیوانات وحشی و سرگرمی‌های عامه را که در پایین برگزار می‌شود تماشا می‌کند.»
نمونه دروازه‌های چوگان در نقاط دیگری از ایران دیده شد که از جمله دو تیر سنگی یکپارچه در شیراز بوده است، که هنوز در خیابان زند پابرجا و استوار است.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : کیارش قهرمان

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

parstools.com ‍Clock Code -->
فلش