تبلیغات
سیروان - خلیج همیشه پارس(persian gulf)
سیروان

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

خلیج همیشه پارس(persian gulf)

سابقه تاریخی خلیج فارس

خلیج فارس نامی است به جای مانده از كهن ترین منابع، زیرا كه از سده های قبل از میلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس _ نام سرزمین ملت ایران _ گره خورده است. قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه است كه عده ای معتقدند: «خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا مبدا پیرائی نوع بشر است.« ساكنان باستانی این منطقه، نخستین انسان هایی بودند كه روش دریانوردی را آموخته و كشتی اختراع كرده و خاور و باختر را به یكدیگر پیوند داده اند. اما دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال قبل از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. كشتی های او طول رودخانه سند را تا سواحل اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ و بحر احمر كنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل كنونی كانال سوئز فرمان كندن ترعه ای را داد و كشتی هایش از طریق همین ترعه به دریای مدیترانه راه یافتند. در كتیبه ای كه در محل این كانال به دست آمده نوشته شده است: «من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان كندن این ترعه را داده ام از رودی كه از مصر روان است به دریایی كه از پارس آید پس این جوی كنده شد چنان كه فرمان داده ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان كه خواست من بود.»

داریوش در این كتیبه از خلیج فارس به نام «دریایی كه از پارس می آید» نام برده است و این نخستین مدرك تاریخی است كه درباره خلیج فارس موجود است.

اولین بار یونانی ها بودند كه این خلیج را «پرسیكوس سینوس» یا «سینوس پرسیكوس» كه همان خلیج فارس است، نامیده اند. از آنجا كه این نام برای اولین بار در منابع درست و معتبر تاریخی كه غیر ایرانیان نوشته اند آمده است، هیچ گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنان كه یونانیان بودند كه نخستین بار، سرزمین ایران را نیز «پارسه» و «پرسپولیس» یعنی شهر یا كشور پارسیان نامیدند. استرابن جغرافیدان قرن اول میلادی نیز به كرات در كتاب خود از خلیج فارس نام برده است. وی محل سكونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان می كند. همچنین «فلاریوس آریانوس» مورخ دیگر یونانی در كتاب تاریخ سفرهای جنگی اسكندر از این خلیج به نام «پرسیكون كیت» كه چیزی جز خلیج فارس، نیست نام می برد.

البته جست و جو در سفرنامه ها یا كتاب های تاریخی بر حجم سندهای خدشه ناپذیری كه خلیج فارس را «خلیج فارس» گفته اند، می افزاید. این منطقه آبی همواره برای ایرانیان كه صاحب حكومت مقتدر بوده اند و امپراطوری آنها در قرن های متوالی بسیار گسترده بود هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی اهمیت خارق العاده ای داشت. آنها از این طریق می توانستند با كشتی های خود به دریای بزرگ دسترسی پیدا كنند و به هدف های اقتصادی و نظامی دست یابند.

آثار عرب زبان نیز بهترین و غنی ترین منابعی هستند كه برای شناسایی و توجیه كیفیت تسمیه این دریا می تواند در این بررسی مورد استفاده قرار گیرد. در این منابع و آثار از دریای فارس و چگونگی آن بیش از آثار فرهنگی موجود در هر زبان دیگری گفت و گو شده است. تمام كسانی كه نسبت به متون دوره اسلامی شناختی حداقل داشته باشند با نام مسعود ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی، ابوریحان بیرونی، ابن بلخی ودیگرانی كه اكثر آنان كتاب های خود را به زبان عربی نیز نوشته اند، آشنا هستند. گذشته از متقدمان نامبرده می توان از نویسندگان عرب متاخر نیز نام برد كه در آثار خود از نام «خلیج فارس» بدون كم و كاست یاد كرده اند.

مدارك بی چون و چرای تاریخی از منابع یونانی و رومی گرفته تا منابع پرشمار دوران بعد از اسلام به عربی و فارسی به روشنی حكایت از آن دارند كه دست كم از دوران هخامنشیان به بعد در نوشته‌های یونانی و كتیبه‌های موجود در ایران همیشه این پهنه گسترده و مهم استراتژیكی به نام خلیج فارس یا فارس و دریای پارس خوانده شده است. طبق مدارك و اسناد معتبر به دست آمده به‌ ویژه كتیبه‌‌ای كه در موقع حفر كانال سوئز به دست آمد این خلیج به نام دریای پارس نامیده می‌شد.

مورخان و محققان دنیای قدیم از جمله هرودت، نئارخوس، استرابون و كورسیوس در آثار و نوشته‌های خود این دریا را دریای پارس و یا خلیج فارس نامیده‌اند.بطلمیوس دو قرن پیش از میلاد این خلیج را پرسپكوس سینوس نامید كه به معنی خلیج فارس است. همین نام در نقشه جهان هنریكوس مارتلوس در سال 1492 میلادی نیز به كار رفته است.در نوشته‌های جغرافی‌دانان و سفرنامه‌نویسان عرب و ایرانی همه جا با عنوان خلیج فارس، خلیج عجم، دریای فارس و یا بحر فارس از این پهنه یاد شده است كه  گاه دریای عمان و فراتر از آن را نیز جزء محدوده خلیج فارس  آورده‌اند. به عنوان نمونه می‌توان از المسالك و الممالك ابن خردادبه، البدان ابن فقیه، مسالك الممالك اصطخری، مسعودی، مقدسی، ابن حوقل، یاقوت حموی، ابوریحان بیرونی، حمدالله مستوفی و گروه پرشمار دیگر یاد كرد. ابن بطوطه نیز در شرح سفر خود در این پهنه از آن با نام دریای فارس سخن می‌گوید.

در قدیمی‌ترین كتاب جغرافیا به نام "حدود العالم من المشرق الی المغرب" كه حدود هزار سال قبل تالیف شده و به زبان فارسی نیز ترجمه شده، آمده است: خلیج فارس از حد پارس بر( سرچشمه) گیرد و با پهنای اندك تا سند رسد.

داریوش هخامنشی و اسكندر مقدونی هر كدام با اعزام نماینده‌ای ویژه به خلیج فارس درباره آن به تحقیق پرداختند.ساسانیان نیز در سواحل جنوبی آن نیرو پیاده كردند و یمن و مسقط را به تصرف خود درآوردند، اما قدیمی‌ترین قومی كه مطالعه زمین را به‌طور جدی آغاز كردند بابلی‌ها بودند. آنان در آثاری كه دو هزار و پانصد سال پیش برجای نهادند زمین را صفحه مسطحی فرض كردند، و به رودخانه آب شور "خلیج‌فارس، كه آشوریان آن‌ را نارمرتو Narmarratu می‌نامیدند نیز اشاره كردند. دلیل چنین تصوری، محدودیت اطلاعات جغرافیایی آنان بود كه جهان را عبارت از سرزمین‌های واقع در اطراف بابل و میان رود نیل و شط دجله می‌دانستند و از دریاها، فقط خلیج‌فارس را می‌شناختند كه در مجاورت آن سرزمین واقع بود.

نقشه‌ای از سلسله سوم بابلی‌ها موجود است كه نشان‌دهنده میزان معلومات آن قوم از شكل جهان می‌باشد و در آن هفت جزیره به‌صورت مثلث در ورای خلیج‌فارس نشان داده شده است.پس از بابلی‌ها، علمای جغرافیا نویس یونان قدیم كه آثار آنان درواقع مبنای پیدایش آثار بزرگ علمی در شرق و غرب عالم محسوب می‌شود، جهان را عبارت از خشكی مستطیل‌شكلی مركب از سه قاره اروپا، آفریقا و آسیا فرض می‌كردند و دریاهای شناخته شده را دریای متوسط یا خلیج روم، دریای خزر، خلیج‌فارس و خلیج عربی (دریای سرخ) می‌دانستند. ابوریحان محمد بن احمد البیرونی الخوارزمی نیز در كتاب ارزشمند "التفهیم الاوائل صناعه التنجیم" این تقسیم‌بندی یونانیان را تأیید كرده‌ است.

چنین تقسیم‌بندی جغرافیایی را كه مدت‌ها اساس كار علمی دانشمندان جهان بود در آثار بسیاری از دانشمندان بزرگ یونانی قبل از میلاد می‌توان جست‌وجو كرد، از جمله در آثار طالس ملطی كه حدود سال‌های 546 تا 540 قبل از میلاد می‌زیست، آناكسی ماندر كه در سال‌های بین 546 تا 612 قبل از میلاد زندگی می‌كرد، خصوصا كوسماس ایندیكوپلتس 535 قبل از میلاد، هكاتوس 500 قبل از میلاد، اراتوستن 200 قبل از میلاد، و بالاخره استرابون كه مقارن بامیلاد مسیح می‌زیست و به پدر جغرافیا معروف است.

در مدارك و آثار عربی قرن چهارم هجری یكی از آثار مهم این قرن كتاب صورالاقالیم ابی زید بلخی است كه حدود سال 321 هجری به رشته تحریر درآمده است . در این كتاب نقشه‌ای آورده شده كه دو دریای عظیم فارس و روم به‌روشنی و وضوح نشان داده شده است.

كتاب المسالك و الممالك ابواسحق ابراهیم بن محمد اصطخری در سال 346 هجری بارزترین و گویاترین اثر جغرافیایی است كه راجع به دریای فارس سخن می‌گوید. استمزی در صفحه 28 كتاب مزبور می‌نویسد: دریای فارس مشتمل است بر بیشتر حدود فارس و از فارس به دیار عرب و دیگر سرزمین‌های اسلام متصل می‌شود.

ابوالقاسم محمد بن حوقل بغدادی فصلی از كتاب پرارزش صوره‌الارض را كه در سال 367 هجری به پایان رسانیده به بحر فارس اختصاص می‌دهد و در شرح این دریای عظیم می‌گوید: دریای فارس از قلزم به ایله منتهی می‌شود، سپس حدود دیار عرب را دور می‌زند و از آنجا به آبادان و پس از قطع عرض دجله به مهروبان و بعد به جنابه می‌رسد. آنگاه از كناره‌های فارس به‌سوی سیراف می‌گذرد و به سواحل (هرمز) از پشت كرمان امتداد می‌یابد و به دیبل و سواحل ملتان كه ساحل سند است می‌رسد و در این جا مرز بلاد اسلام پایان می‌یابد و به سواحل هند و چین می‌رسد و از سمت غرب نیز به بیابان‌های مصر می‌رسد.بنابراین در این كتاب خلیج‌فارس به‌طور وسیعی ترسیم شده است. بعد از ابن حوقل، حدود دریای فارس در آثار جغرافیایی رفته رفته در جهت تطبیق با حدود كنونی خلیج‌فارس تغییر پیدا می‌كند.

براساس نتایج به عمل آمده می‌توان گفت كه پیش از آنكه آریایی‌های ایرانی بر فلات ایران تسلط یابند آسوریان این دریا را در كتیبه‌های خود به‌نام "نارمرتو" Narmarratu كه به معنی رود تلخ است یاد كرده‌اند و این كهنه‌ترین نامی است كه از خلیج‌فارس به‌جای مانده است.

 

»  در كتیبه‌ای كه از داریوش در تنگه سوئز یافته‌اند این عبارت "درایه تیه هچاپارسا آئی‌تی" Drayatya hacha parsa aity یعنی "دریایی كه از پارس می‌رود" كه منظور همان خلیج فارس است آمده است.

 

» در زمان ساسانیان نیز این خلیج را دریای پارس می‌گفتند.

 

» مورخ دیگر یونانی فلاویوس آریانوس كه در سده دوم میلادی می‌زیست در كتاب معروف خود آنازیس یا تاریخ سفرهای جنگی اسكندر ضمن شرح بحرپیمایی نه آرخوس كه به امر اسكندر مأموریت یافته بود از رود سند به دریای عمان و خلیج‌فارس بگذرد و به مصب فرات داخل شود، نام این خلیج را "پرسیكون كا ای تاس" persikonkaitas نوشته كه ترجمه تحت‌اللفظی آن خلیج فارس است.

 

شمس‌الدین ابوعبدالله محمد بن احمد بن ابوبكر بنای شامی مقدسی، معروف به بشاری در كتاب "احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم" كه آن‌ را در سال 375 به پایان رسانیده این دریا را مانند دیگران "بحر فارس" خوانده است.

محمد بن نجیب بكُیران در كتاب جهان نامه كه نسخه آن به تازگی در روسیه چاپ شده است نیز از این دریا به‌عنوان بحر فارس یاد می‌كند و بسیاری از مدارك دیگر كه درخصوص تأیید نام خلیج‌فارس وجود دارد.

اما درخصوص خلیج عربی كه به رومی آن ‌را سینوس آرابیكوس sinusarabicus یعنی خلیج عرب‌ها می‌گفتند. در تاریخ و جغرافیای قدیم آن ‌را به بحر احمر كه بین تنگه باب المندب و آبراه سوئز قرار دارد نسبت می‌دادند كه به مناسبت شن‌های سرخ ساحل آن، آن‌ را به یونانی، "اری‌تره" Erithree و به لاتینی ماره روبروم Mare Rubrum یعنی دریای سرخ نیز می‌خواندند. و بحرقلزم نیز نام داشت.

هكاتایوس ملطی از علمای قدیم یونان و ملقب به پدر جغرافیا در گذشته در 475 قبل از میلاد بحر احمر را "خلیج عرب" یاد كرده است.

هرودت مورخ مشهور یونانی در گذشته در 425 قبل از میلاد نیز در تاریخ معروف خود نام بحر احمر را مكرر خلیج عربی نوشته است. در كتاب حدود العالم من المشرق الی المغرب كه در 372 هجری تألیف شده است از بحر احمر با عنوان "خلیج عربی" نیز یاد كرده است، بنابراین می‌توان نتیجه گرفت كه نخست، نام خلیجی كه در جنوب ایران است از دو هزار و پانصد سال پیش، خلیج‌پارس، یا بحر پارس نام داشته و خلیج عربی به بحر احمر اطلاق می‌شده است.

دوم اینكه، این نام‌ها را نخستین‌بار یونانیان بر این دو دریا یعنی خلیج فارس و بحراحمر نهادند و خلیج‌فارس و خلیج عرب گفتند و عنصر ایرانی - فارسی یا عربی - قحطانی را در این نامگذاری دخالتی نبوده است.

سوم اینكه، جغرافی‌دانان عرب و مسلمان این دو نام را از یونانیان و رومیان آموخته و این دو اصطلاح را در آثار خود به‌كار برده‌اند، به‌خصوص كه دریای‌پارس را به اتفاق خلیج‌فارس یا بحر فارس یاد كرده‌اند.

چهارم اینكه نام خلیج‌فارس در همه زبان‌های زنده دنیا از قدیمی‌ترین زمان تاكنون پذیرفته شده و همه ملل جهان این دریای ایرانی را به زبان خود خلیج‌پارس می‌خوانند.

در پایان اینكه بدون آنكه همكیشان عرب‌نژاد ما در تسمیه خلیجی به‌نام خود محتاج به تغییر نام خلیج‌پارس باشند از 2500 سال پیش، خلیجی به‌نام ایشان كه فعلاً بحر احمر نام دارد در تاریخ و جغرافیای قدیم آمده و در مآخذ یونانی از 500 قبل از میلاد خلیج عربی خوانده شده است

 

زمین شناسی خلیج همیشگی فارس

زمین شناسان معتقدند كه در حدود پانصد هزار سال پیش، صورت اولیه خلیج فارس در كنار دشت های جنوبی ایران تشكیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شكل ثابت كنونی خود را یافت. در اواسط دوره سوم زمین شناسی حدود 30 میلیون سال قبل در اثر گسترش دهانه شكاف دریای عمان بوجود آمده و از پدیده های دوران سوم زمین شناسی است كه در حال حاضر 226 هزار كیلومتر مربع پهنا دارد درازای كرانه اش از دهانه فاو تا بندر عباس 1 هزار و 375 كیلومتر و میانگین ژرفای آن 30 متر است و 0.62%آب های سطح كره زمین را در بر می گیرد در ابتدا وسعت آن بیشتر از دو برابر مساحت فعلی بوده است. جزایر خلیج فارس دنباله ارتفاعات زاگرس بوده كه به دریا كشیده شده و قسمت های مرتفع آن از آب بیرون آمده است و بجز قشم،كیش،لاوان و هندورابی بقیه جزایر استان غالبا به صورت گنبدهای نمكی هستند كه مجموعهای از سنگ های ماگمایی رسوبی و دگرگونی بوده كه توسط توده های نمك در حین بالا آمدن به سطح زمین رسیده اند.بر پایه نقشه های تكتونیك، خلیج فارس جزء كانونهای زلزله خیز ایران است دانشنامه بریتانیكا در این خصوص نوشته است " آخرین حركتی كه خلیج فارس در معرض آن قرار داشته و دارد بالا آمدن تدریجی است. زلزله در خلیج فارس متواتر و گاهی بسیار شدید است.

  
جغرافیای دیرینه منطقه خلیج فارس در دورههای مختلف زمین شناسی

دوره پرمین ـ بطوریكه در نقشه هم ضخامت دوره پرمین دیده می شود ضخامت طبقات دولومیتی و آهكی پرمین بنام سازند دالان (خوف در عربستان) بین 1000 تا 2000 پا متغیر است و بیشترین ضخامت در تنگه هرمز و ناحیه قشم میباشد. و حدود قطر و بحرین بین 1000 تا 1500 پا است. و تغییرات ضخامت پرمین بعلت رسوبات كم عمق پلاتفوری خیلی كم است و سازند دالان در دوره پرمین در دریای كم عمق بصورت سنگ آهكی و دولومیتی رسوب نموده است.

دوره تریاس ـ در نواحی قشم و شمال بندرعباس پایین رفتگی ادامه داشته و حداكثر ضخامت رسوبات تریاس در شمال بندرعباس دیده میشود و در ناحیه قطر بطرف شمال و ناحیه شیراز ضخامت كمتری از تریاس وجود دارد حركات قارهای و حركات نمكی از تریاس شروع شده است.

دوره ژوراسیك ـ در دوره ژوراسیك حركات قارهایی و حركات نمكی باعث بالا آمدن منطقه فارس شد و در دوره ژوراسیك ضخامت كمتری در ناحیه خلیج فارس رسوب نموده است ولی در مناطق كویت، شمال عربستان در اثر پایین رفتگی بیشترین ضخامت حدود 4000 پا رسوبات ژوراسیك دیده می شود.

دوره كرتاسه ـ در این دوره در اثر حركات قارهای و حركات نمكی، نواحی دالان، بوشهر ، كنگان بحرین، قطر و قوار، بالا آمده و كمترین ضخامت دوره كرتاسه در این نواحی دیده می شود و بر عكس در نواحی سروستان، شیراز، دزفول و لرستان در شمال و ناحیه هرمز و عمان (در قسمت جنوب شرقی خلیج فارس) فرونشست پیدا نموده و ضخامت حداكثر كرتاسه بیش از 8000 پا رسوب نموده است. اولین بالا زدگی كوههای گنبد نمكی در كرتاسه ظاهر شده و از دانههای سازند هرمز در سنگهای كرتاسه دیده شده است.

دوران سوم ـ در دوران سنوزوییك برعكس دروه كرتاسه نواحی دالان، بوشهر، كنگان پایین رفته و رسوبات دوران سوم بیش از 12000پا ضخامت در این نواحی رسوب كرده است. در قسمت جنوبی خلیج فارس (عربستان، قطر و بحرین) و در شمال خلیج فارس نواحی شیراز و سروستان، دزفول و لرستان ضخامت كمتری در دوران سوم رسوب نموده است.

بطور كلی در تمام دوره ها از پرمین تا اوایل میوسن دریای كم عمق در تمام منطقه خلیج فارس وجود داشته و در اواسط میوسن دریا پسروی نموده و كم كم رسوبات تبخیری نمك و گچ سازند گچساران و سپس رسوبات دریایی كم عمق و قاره ای آغاجاری رسوب نموده اند.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : کیارش قهرمان

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

parstools.com ‍Clock Code -->
فلش